آشنایی با دخمه های زرتشتیان | دنیایی آمیخته با مرگ دخمه زرتشتیان یا برج خاموشان یکی از آثار دین زرتشت در 15 کیلومتری جنوبشرقی یزد است. از آنجا که معادل دخمه در زبان انگلیسی Tower of silence به معنای برج سکوت است، دخمههای یزد با این نام نیز شهرت دارند و پارسيان هند كه از زرتشتيان ايران به شمار میروند به آن، دخمو میگویند. این دخمهها در حوالی منطقه صفاییه قرار گرفته و بر روی یک کوه رسوبی و کم ارتفاع به نام کوه دخمه خودنمایی میکنند. سدهها پیش این بنا به منظور برگزاری آیین تدفین مردگان ساخته شد و امروزه یکی از آثار شاخص زرتشتیان در ایران به شمار میرود. اگر چه دخمههای زرتشتیان در تهران، کرمان، سیرجان، اصفهان، تفت، اشکذر، اردکان و دیگر شهرها نیز وجود دارد؛ اما دخمههای شهر یزد به دلیل قرارگیری در پایتخت مذهبی زرتشتیان و نزدیکی به شهر و سایر بناهای تاریخی، از بازدیدکنندگان بیشتری برخوردارند. همین موقعیت ویژه باعث شده تا مورد توجه قرار گیرند و نامشان به همراه بناهای اطراف در سال 1377 با شماره 2096 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت برسد. در گذشته، زرتشتیان بر اساس باورهای دینی خود اجساد مردگان خود را در دخمه میگذاشتند تا خوراک درندگان و پرندگان شوند و تنها استخوانهای آنها باقی بماند. هیچ خبری از خاکسپاری نبود؛ چرا که آنها مردار آدمی را ناپاک میدانستند و بر این باور بودند که اجساد، خاک را که عنصری مقدس است، آلوده میکند؛ بنابراین استخوان مردار نیز در همان دخمه و در میان یک چاه باقی میماند. این روش تدفین برای مدت طولانی رواج داشت تا اینکه در دوران پهلوی به کلی ممنوع شد و تمامی دخمهها کمکم به آرامگاه تبدیل شدند. با این وجود، رمز و راز این روش و چراهایش چیزی نیست که به همین راحتیها دست از سر آدمی بردارد و ذهن کنجکاوش را راحت بگذارد. معماری و ساخت دخمه ها دخمه، برجی استوانهای با محیطی حدود 100 متر است که در بالای کوه بلند ساخته شده و فاصله قابل توجهی با آبادیهای اطراف دارد. دیوار اطراف دخمه از سنگ و سیمان و خشت و گچ است تا خاک آلوده نشود. محل ساخت دخمهها در خارج از شهر و آبادی بود و با محاسبات دقیقی انتخاب میشد تا وزش باد و بارش باران، آلودگی را به سمت مناطق مسکونی هدایت نکنند. در ساخت این دخمهها از خشت خام و گچ نیز استفاده میشد تا آلودگیهای ناشی از فساد مردگان به زمین نرسد. در ساختن دخمه اصول خاصی نیز وجود داشت که رعایتشان الزامی بود: رسومی همچون کوبیدن ۴ میخ بزرگ، ۳۶ میخ متوسط و ۲۶۰ میخ کوچک بر زمین. سازندگان دخمهها صد نخِ پنبه را بههم میپیچاندند تا به صورت ریسمان درآید و سپس سه بار آن ریسمان را دورتادور دخمه و به دور میخها میپیچیدند. اول "سروش باج" تا "ویدوا مروتی" که از نیایشهای زرتشتیان هستند، خوانده میشدند و در هنگام کوبیدن هر میخ زمزمه "یتا اهو" در فضا میپیچید. پس از انجام این مراحل، در میان دخمه مینشستند و ۱۰۰ بار "اشم وهو" و ۲۰۰ بار "یتا اهو" میخواندند و با هربار ذکر یک سنگ کوچک را در میان دخمه میانداختند تا اینکه تعداد سنگها به 300 عدد میرسید. در نهایت دخمه در چنین مکانی بنا میشد. شایان ذکر است که دلیل برگزاری چنین مراسمی قبل از بنای دخمه هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. بخش های دخمه جاده دخمه: از آنجا که دخمه در فاصله زیادی از آبادیها قرار داشته و به نوعی به دور از تمدن بوده، برای رسیدن به آن باید از جاده استفاده میشده است. بخشی از این جاده مورد استفاده عموم بوده که جنازه را برای تحویل میآوردند؛ اما از پای دخمهها تا در آنها تنها مسئولان دخمه حق عبورومرور داشتند. امروزه این جاده پلهسازی شده تا بازدیدکنندگان به راحتی به دخمه برسند؛ اما در گذشته تنها چند چاله کوچک در آن وجود داشته تا افراد خاص بتوانند از آن عبور کنند. درب سنگی یا آهنی دخمه: هرجا که لاشه و جنازهای باشد، سروکله جانداران درنده نیز پیدا میشود. این خطر همیشه برای دخمه و اجساد درون آن وجود داشته و یکی از راهها برای حفظ مردارها استفاده از یک در آهنی یا سنگی بوده است. کتیبه دخمه: بر بالای در دخمه کتیبهای وجود داشته که اطلاعاتی بر روی آن دیده میشده است. در بسیاری از بناهای گذشته، وجود کتیبه امری معمول بوده و هم اکنون در اکثر آثار تاریخی مشاهده میشود. داخل دخمه: سطح داخلی برج خاموشان شامل فضای مسطح و گردی است که تختهسنگهای بزرگی آن را پوشاندهاند. این قسمت به صورت فرضی از سه نوار دایرهای تشکیل شده است که عبارتاند از: بخش مردانه یا حلقه مردگان مرد در نوار دایره انتهایی که بزرگتر از سایر دوایر و متصل به دیوار پیرامون دخمه است. بخش زنانه یا حلقه مردگان زن در نوار دایره میانی که بعد از قسمت مردها قرار دارد. بخش کودکان یا حلقه مردگان کودکان در نوار دایره داخلی که نزدیکترین قسمت به مرکز دخمه است. استودان سطح داخلی دخمه از دیوار به طرف مرکز شیب دارد و در وسط دخمه به چاه عمیقی میرسد که سنگ متحرکی به نام "ارویس" در ته آن قرار دارد. این چاه عمیق به چهار چاه عمیقتر که در اطراف دخمه وجود داشتند، راه داشته و یک متر از عمق تمامی چاهها با شن و ماسه پر میشده است. چاه میانی دخمه پوشیده از سنگ و سیمان بوده تا در زمان وجود استخوانها در آن و پیش از پاکسازی چاه، میکروب و آلودگی به خارج سرایت نکند. این چاه "سراده"، "استه دان" یا "استودان" نام داشته که معنای استخواندان یا جای استخوان میدهد و در میان هندیها به "استوپه" معروف است. استودان در واقع همان جایی بوده که باقیمانده اجساد به درون آن ریخته میشده است تا به خاک تبدیل شوند. بر اساس عقاید دینی، دارا و فقیر در زمان مرگشان در این چاه به حالتی یکسان در میآمدند و این معنا را میرساندند که دارایی دنیا به هنگام مرگ به کار نمیآید. البته در برخی منابع به این موضوع اشاره میشود که استخوان بزرگان و توانمندان در جای دیگری به نام "اسدانه" ریخته میشده اما این روایت خیلی با آموزههای دینی جور در نمیآید و حتی ساختار دخمهها نیز وجود چاههای مخصوص را تایید نمیکنند. مطالب مرتبط: خانه لاری ها یزد برای خواندن سایر مطالب وارد مجله گردشگری منشور صلح پارسیان شوید. جهت رزرو تور و سفر به یزد با شماره 02162714 در تماس باشید.
کافه پوشکین مسکو داستان کافه پوشکین زمانی آغاز شد که 50 سال پیش، خواننده مشهوری به نام ژیلبر بکو (Gilbert Bécaud) به مسکو سفر کرد و شرح سفر خود را با ترانه ای ماندگار ارایه داد. ژیلبر زمانی که به پاریس برگشت، ترانه ناتالی را منتشر کرد؛ ترانه ای احساسی و خاطره انگیز که در آن به توصیف گشت و گذار در خیابان های مسکو می پرداخت و از کافه ای به نام پوشکین سخن می گفت... چیزی نگذشت که ترانه ناتالی در میان فرانسوی ها محبوب شد و به زودی بسیاری از مردم این دیار در هنگام سفرشان به مسکو، در کوچه و خیابان ها به دنبال کافه پوشکین بودند، اما حقیقت آن بود که کافه پوشکین وجود خارجی نداشت و مسافرها دست خالی، به کشورشان باز می گشتند. همه این ها جرقه ای شد تا آندره دلوس (Andrey Dellos)، رستوران دار و هنرمند معروف روسی و فرانسوی، به فکر ساخت کافه پوشکین بیفتد. در نهایت در تاریخ 4 ژوئن 1999 میلادی بود که آندره، کافه پوشکین را در عمارتی با معماری جذاب باروک در بلوار تورسکو افتتاح کرد. جالب آن که در مراسم افتتاحیه این کافه، ژیلبر بکو نیز حضور یافت و ترانه مشهور ناتالی را برای همگان اجرا کرد. با ورود به کافه پوشکین، گویی به دل داستان ها پا گذاشته اید. ساختمانی با زیبایی بی حد، دکوراسیون چوبی شکیل، لوسترهای پر زرق و برق و وسایل آنتیک و قدیمی که جلوه ای متفاوت به کافه می بخشند. سالن های مختلف این کافه یک ماجراجویی تمام عیار را پیش روی شما قرار می دهند. گرچه کافه پوشکین قدمتی به اندازه داستانش ندارد، اما عمر ساختمان زیبایش بیش از این حرف هاست. در واقع همه چیز به قرن هجدهم و دهه 1780 بر می گردد، زمانی که نجیب زادهای از خانواده سلطنتی، نه تنها از دربار کاترین بزرگ که از شهر سن پترزبورگ (پایتخت وقت روسیه) نیز اخراج شد و به این ترتیب به مسکو مهاجرت کرد. در آن جا بود که این مرد تصمیم گرفت خانه ای باشکوه به سبک معماری خانه های ایتالیایی بسازد. معماران حاذق زمان نیز، عناصر معماری باروک را با سبک و ذایقه روسی ترکیب کردند و دست آخر عمارتی منحصر به فرد ساختند، به گونه ای که در بخش بخش این خانه به راحتی می شد جزییات پر زرق و برق معماری باروک را تماشا کرد. بزرگترین بخش کافه پوشکین، به سالن کتابخانه اختصاص دارد. همان طور که انتظار می رود، در این سالن کتابخانه های بزرگی به سبک باروک خواهید دید که تا سقف ادامه دارند. درون قفسه های چوبی، کتاب های بهترین نویسنده ها و روشنفکران به چشم می خورد. سری بگردانید و خوب داخل این سالن را برانداز کنید، انگار که به درون مغازه عتیقه فروشی یا موزه ای تاریخی پا گذاشته باشید، مجموعه ای از میکروسکوپ ها، تلسکوپ ها، دوربین های چشمی و اسطرلاب ها را می بینید که در جای جای سالن قرار گرفته اند. همچنین یک کره زمین بزرگ و فلزی را در میان سالن خواهید دید. سالن شومینه، یکی از سالن های خصوصی و زیبای کافه پوشکین است. با ورود به این سالن، میزی بزرگ و شش نفره را درست در کنار شومینه خواهید دید. بر روی صندلی بنشینید و به خودتان زمان دهید تا شکوه سالن را هضم کنید. نقاشی های سقف، نیکه (Nike)، الهه پیروزی را به تصویر کشیده اند، لوسترهای کریستالی زیبایی سالن را دو چندان کرده و نور خود را بر روی دیوار و تزیینات جالبش می اندازند. اگر برای سفر به مسکو، یک روز گرم بهاری یا دل انگیز تابستانه را انتخاب کرده اید، بی معطلی به سراغ تراس تابستانی کافه پوشکین بروید. در این کافه علاوه بر لذت بردن از هوای آزاد، می توانید درختان سرسبز بلوار تورسکو را ببینید، گنبدهای طلایی کلیسای سنت مری را تماشا کرده و مجسمه پوشکین در میدان پوشکین را تشخیص دهید. تراس تابستانی هر روز برای صرف ناهار و شام باز است. مطالب مرتبط: مجسمه سرزمین مادری روسیه (( مامایف )) برای خواندن سایر مطالب وارد مجله گردشگری منشور صلح پارسیان شوید. جهت رزرو تور و سفر به روسیه با شماره 02162714 در تماس باشید.
آشنایی با پل معلق مشگین شهر شهرستان مشگین شهر یکی از شهرستان های استان اردبیل می باشد. مرکز این شهرستان که شهری با همین نام یعنی مشگین شهر می باشد در 92 کیلومتری شمال غربی شهر اردبیل قرار گرفته است. جمیعت این شهر حدود 75 هزار نفر می باشد. مشگین شهر بعد از شهر سرعین توریستی ترین شهر استان اردبیل می باشد که دارای جاذبه های گردشگری تاریخی و طبیعی فراوانی می باشد. یکی از این جاذبه ها، که جاذبه های انسان ساخت است پل معلق مشگین شهر می باشد. این پل که در سال 1394 افتتاح شد تبدیل به یکی از اصلی ترین جاذبه های گردشگری استان اردبیل شده است و در سال های اخیر بازدید کنندگان فراوانی را به سوی خود جذب کرده است. همانطور که در بالا اشاره شد پل معلق مشگین شهر یکی از جاذبه های گردشگری مشگین شهر به شمار میآید که در دامنه کوه سبلان و بالای پارک جنگلی این شهر ساخته شده است. این پل طولانیترین پل معلق خاورمیانه محسوب میشود و ارتفاع آن از کف دره ۸۰ متر است. عرض پل معلق مشگین شهر دو متر و طول آن ۳۶۵ متر است. پل معلق مشگین شهر نخستین پل معلق تفریحی ایران به شمار می رود و ایده ساخت آن توسط مهندس گنجعلی بیگ مطرح شده است. او با توجه به زیبایی چشم نواز دره سرسبز این منطقه و با الهام از پل کاپیلانوی ونکوور کانادا اقدام به طراحی این پل کرد و چنین شاهکاری را به وجود آورد. یکی از جالبترین بخشهای پل معلق مشگین شهر، بخش شیشهای آن است که در وسط پل قرار دارد. در هنگام عبور از روی این قسمت میتوانید زیر پای خود و دره را ببینید. در زمان عبور از روی پل از دویدن و پرش خودداری کنید. این کار موجب ایجاد نوسان پل میشود و ممکن است برای کودکان و افراد سالخورده مشکل ایجاد کند و باعث زمین خوردن آنها شود. وجود امکانات رفاهی مناسب و قرارگیری این پل در یک پارک جنگلی از دیگر دلایل محبوب شدن این جاذبه گردشگری است. وجود امکانات رفاهی مناسب و قرارگیری این پل در یک پارک جنگلی از دیگر دلایل محبوب شدن این جاذبه گردشگری است. یکی از این امکانات زیپ لاین مجموعه می باشد. زیپ لاین یک سرگرمی سرشار از هیجان است که امروزه طرفداران بسیاری به ویژه در میان جوانان دارد. حالا شما نیز می توانید در کنار پل معلق مشگین شهر این هیجان را نیز تجربه کنید و از روی دره ای عمیق بگذرید. پس از آنکه به پایان راه رسیدید می توانید با عبور از روی پل دوباره به نقطه شروع بازگردید و با یک تیر دو نشان را بزنید. پارک جنگلی مشگین شهر یکی دیگر از دیدنی های اطراف پل معلق می باشد. این پارک با وسعت ۳۰۰ هکتار در کناره غربی رود خیاوچایی و به موازات آن در بالا دست رودخانه قرار گرفته و شکلی تقریبا بیضوی به طول ۵ کیلومتر دارد. وجود تفرجگاه، شهربازی، زمین اسکیت و آبشار مصنوعی در ورودی پارک زیبایی و جذابیت آن را دوچندان کرده و گردشگران در اکثر فصول سال در آن مشاهده می شوند. مطالب مرتبط: دشت مغان اردبیل برای خواندن سایر مطالب وارد مجله گردشگری منشور صلح پارسیان شوید. جهت رزرو تور و سفر با شماره 02162714 در تماس باشید.
هاواایست | Havaist هاواایست، اتوبوسهای فرودگاهی استانبول می باشد که فرودگاه استانبول را به نقاط مختلف این شهر متصل می کند. این اتوبوسها تحت نظارت شهرداری استانبول فعالیت می کنند. در سال 2018 شهرداری استانبول با خرید 48 اتوبوس که استاندارهای یورو 6 را دارند فعالیت این شاتل ها را آغاز کرد که مورد استقبال توریسها و شهروندتن استانبول قرار گرفت. کودکان تا 5 سال می توانند رایگان از این سرویسها استفاده کنند. روزانه به 41 نقطه از شهر استانبول در ساعتهای مختلف این شاتل ها حرکت می کنند . مسافران ایرانی می توانند از طریق گیشه های موجود در فرودگاه بلیط خود را به صورت نقد به مقصد خود خریداری کنند و یا می توانند با استفاده ازاستانبول کارت اقدام به خرید بلیط کرد. مسیرها و مقاصد هاوا ایست: همانطور که در بالا اشاره شد این اتوبوسها فرودگاه استانبول را به 41 نقطه از شهر متصل می کنند. از جمله مهمترین این مقاصد می توان به میدان تکسیم و فرودگاه صبیحا گوکچن اشاره کرد. بیشترین شاتل هاواایست به میدان تکسیم می باشد که هر 30 دقیقه یک بار یعنی روزانه 44 مرتبه هاواایست ها به سمت این میدان حرکت می کنند . همچنین روزانه 17 مرتبه به فرودگاه صبیحا این سرویس مسافران را انتقال می دهد. در سال 2025 میلادی هزینه بلیط به میدان تکسیم 204 و به فرودگاه صبیحا 250 لیر می باشد. مطالب مرتبط: غذاهای خیابانی استانبول جهت رزرو تور و سفر به استانبول با شماره 02162714 در تماس باشید. جهت رزرو بلیط هواپیما استانبول کلیک کنید و یا با شماره 02162714 در تماس باشید.
جال محل جیپور جیپور یا جایپور نام مرکز ایالت راجستان است که در شمال غربی کشور هند قرار دارد و یکی از قدیمی ترین شهرهای این کشور به حساب می آید که از سال 1727 میلادی تا کنون گذر روزگار را به تماشا نشسته است. از همان ابتدا فرمانروایان مختلفی بر این منطقه حکمرانی کردند به همین خاطر قصرها و اقامتگاه های لوکس و باشکوه زیادی در طول زمان در جیپور ساخته شده است؛ قصرهایی که برخی از آن ها هنوز هم در این شهر وجود دارند و به جاذبه هایی برای گردشگران تبدیل شده اند. از معروف ترین جاذبه های تاریخی این شهر، قصر جال محل یا کاخ آب (Water Palace) است که به دلیل نوع ساخت و محل قرار گیریاش، شهرت و آوازه زیادی برای خود رقم زده است. این قصر درست در میان دریاچه من ساگار (Man Sagar) قرار دارد. در گذشته این دریاچه و مناطق اطرافش محل بسیار خوبی برای ساخت قصرها و خانه های اربابان بوده اند زیرا دریاچه شمال شهر قرار گرفته و توسط تپه های آراوالی از شمال، غرب و شرق محصور شده است. قصر جال محل مکانی برای زندگی پادشاه نبوده بلکه از آن به عنوان تفرجگاهی زیبا برای تفریح و استراحت و صد البته به رخ کشیدن ثروت و عظمت پادشاه استفاده می کردند. قصر جال محل بنایی 5 طبقه است که 4 طبقه آن زیر آب واقع شده به همین خاطر از کنار دریاچه، انگار قصری با یک الی دو سطح پیش رو داریم؛ اما با بالا و پایین رفتن سطح آب طبقه های مختلفی از این قصر به نمایش در می آیند. این بنا کم ارتفاع و به صورت متقارن ساخته شده است.به دلیل نفوذ آب در قسمت هایی از این قصر آن را در فواصل زمانی مختلف بازسازی کرده اند و هنوز هم دولت راجستان سلامت آن را بررسی می کند و در صورت لزوم به مرمت قصر می پردازند. بخش های مختلف قصر جال محل 1- بالکن و گذرگاه در بازدید از قصر جال محل دو قسمت بیشتر مورد توجه قرار می گیرند؛ یکی اتاق های باشکوه که با نقاشی های دیدنی پوشیده شده اند و دیگری تراس اصلی قصر که فقط برای عبور و تفریح پادشاه ساخته شده بود. بالکن های این مجموعه دارای گذرگاه های قوس مانند هستند که باعث زیبایی بیشتر جال محل شده اند. ریزه کاری های رعایت شده در ساخت این گذرگاه ها به راستی بی نظیرند؛ برای مثال قسمت داخلی سقف، بالکن ها با نقوشی ریز و رنگارنگ زیباسازی شده اند. چیزی شبیه به نقشِ فرش های ایرانی که با هر نگاه کردن به آن ها، نقش تازه ای را متصور می شوید. در این نقش و نگارها تلاش شده تا عظمت پادشاه به رخ کشیده شود به همین خاطر نقش هایی مثل ظرف های بزرگ میوه، طلا و جواهر، گل سرخ و... به چشم می خورند. 2- اتاق ها اتاق ها و راهروهای این بنا روزگاری همگی دارای گچبری های دیدنی بوده اند؛ اما متاسفانه امروزه بسیاری از این گچبری ها از بین رفته اند. تلاش های بسیاری برای رفع این کاستی ها انجام شده است؛ برای مثال مسوولان سعی دارند با استفاده از مصالح سنتی، این گچبری ها را بازسازی کنند که تا اینجا نتیجه های خوبی حاصل نشده و آسیب های زیادی هم به بنا وارد آورده اند.در سطح زیرین بام جال محل چند اتاق وجود دارد که با بازدید از آن ها گویا در زمان سفر کرده و به هندوستان چندین سال قبل می روید. اینجا هنوز سقف ها بلند است و رنگِ ناب طلایی در همه جا دیده می شود و نقاشی های دیواری همه راوی داستان های دلاوری های پادشاهان و اسطوره های قدیمی هستند. این اتاق ها به راستی دیدنی اند و در اوج صلابت و مهارت ساخته شده اند. با بازدید از اتاق های جال محل متوجه خواهید شد که امکان نداشته که این قصر، محل اقامت همیشگی پادشاه بوده باشد، نوع ساخت بنا و وسایل موجود در آن همه و همه به گونه ای هستند که فقط برای اقامت چند روزه پادشاه مناسب باشند. 3- برج ها هر یک از برج های جال محل زیبایی خاص خود را دارد، قسمت زیرین آن ها که در آب قرار می گیرد از جنس سنگ هستند؛ اما بخش هایی که بالای سطح آب قرار دارند با ظرافت خاصی ساخته شده اند. هر یک از این برج ها دارای دو بالکن هستند که با ستون های باریکی تزیین شده اند. بالاترین سطحِ برج ها از پشت بام قصر قابل دسترس است.سقف این برج ها گنبدی شکل هستند و همین موضوع باعث زیباتر شدن قصر بی همتای جال محل شده است. متاسفانه چهره امروزی برج ها با شکل قدیمی شان تفاوت زیادی پیدا کرده و دیگر آن طور که باید پیرو سبک معماری راجپوت نیستند؛ تنها دلیل این موضوع استفاده از معماران غیر ماهر در مرمت برج ها است. 4- چاتریس | زیباترین بخش بنا بام جال محل یا همان تراس اصلی، زیباترین بخش بناست که دارای یک زمین سنگی 8 ضلعی در قسمت میانی خود و چهار اتاقک با سقف های گنبدی شکل در فاصله بین برج ها با یکدیگر است. این نوع گنبدها با نام چاتریس (Chhatris) شناخته می شوند که با کلمات چتر یا تپه، هم معنی قرار می گیرند. چاتریس ها که چند ستون و یک سقف گنبدی شکل دارند، امروزه در ساخت بناهای یادبود استفاده می شوند. در جال محل، چاتریس بزرگی هم وجود دارد که نشیمنگاهی برای پادشاه و همراهانش بوده تا از گرمای آفتاب در امان باشند، داخل این چاتریس سکوی پرزرق و برقی به چشم می خورد که مخصوص پادشاه طراحی شده است.هدف اصلی از ساختن چنین سقف های گنبدی شکلی در جال محل به رخ کشیدن ثروت و بزرگی پادشاه بوده و نشان دهنده ترکیب سبک کلاسیک و فانتزی معماری در هند است. معماری قصر جال محل سبک معماری قصر جال محل پیروی سبک راجپوت بوده است، بیشتر قصرها و دژهای موجود در جیپور هم طبق همین سبک معماری ساخته شده اند که مختص به راجستان بود. یکی از مهم ترین ویژگی های این سبک آن است که هر بنایی باید ویژگی منحصر به فرد خود را داشته باشد؛ جال محل هم از این قاعده مستثنی نیست. باستان شناسان با بررسی هایی که روی این بنا انجام دادند متوجه شدند که آب به پایین ترین سطح این قصر نفوذ نمی کند. دلیل عدم نفوذ آب به این سازه، استفاده از مخلوط آهک و شن سرخ است که در آخر با میوه درخت بیدلیوم (bdellium) و عصاره شنبلیله نیز ترکیب شده و به ماده ای مناسب برای ساختمان سازی بدل می شدند.آثاری از سبک معماری مغولی هم در این بنا دیده می شود که امری عادی است و تعداد زیادی از ساختمان های موجود در هندوستان تحت تاثیر این نوع معماری هستند. این شیوه معماری در زمان حکومت پادشاهان گورکانی بر هند، رواج یافت و ویژگی اصلی آن توجه به جزییات در تزیینات بود که این نکته در جال محل هم قابل مشاهده است.معماری مغولی به شدت تحت تاثیر معماری اسلامی و فارسی است به همین دلیل اگر با دقت به بنای جال محل نگاه کنید رنگ و بویی از معماری پارسی را هم در آن خواهید یافت. مطالب مرتبط: همه چیز درباره تاج محل هند برای خواندن سایر مطالب وارد مجله گردشگری منشور صلح پارسیان شوید. جهت رزرو تور و سفر با هند با شماره 02162714 در تماس باشید.
دریاچه هیلیر | Lake Hillier استرالیا و بخصوص ایالت استرالیای غربی، دارای طبیعتی فوقالعاده است؛ طبیعتی که زیباییش شما را دچار تردید میکند که آیا این مناظر واقعیاند یا تخیلی. در این ایالت چندین دریاچه وجود دارد که زیباترین و معروفترین آنها دریاچه هیلیر (Lake Hillier) نام دارد؛ مقصدی که با مناظر رویایی و رنگ رمانتیک سالانه پذیرای تعداد بسیاری از زوجهای جوان و گردشگران است. دریاچه هیلیر استرالیا دقیقا در میانه میدل آیلند یا جزیره میانی (Middle Island) در جنوبغربی استرالیا قرار دارد و بهصورت کاملا اتفاقی در سال 1802 محققی به نام متیو فلیندرز (Matthew Flinders) آن را کشف کرد. اینجا دریا برخلاف همیشه دیگر آبی نیست بلکه همانند یک آدامس بادشده صورتی رنگ دیده میشود. دریاچه هیلیر 600 متر طول و 250 متر عرض دارد و دورتادور آن را شن و ماسههای نرم و لطیف پوشانده و درست در سمت شمالی دریاچه، جنگلهای انبوه و درختان اُکالیپتوس کاغذی به رنگ سبز زمردین خودنمایی میکنند. با قرار گرفتن این رنگها کنار هم منظرهای شگفتانگیز و بسیار دیدنی خلق شده است. دریاچه صورتی هیلیر بین تپههای شنی و اقیانوسِ منجمدِ جنوبی فاصله انداخته و همین موضوع به جذابیتهایش افزوده است. چرا دریاچه هیلیر صورتی است؟ دانشمندان احتمال میدهند که رنگ دریاچه به دلیل وجود یک گونه خاص از ریزجلبک بهنام دونالیالا سالینا (Dunaliella Salina) باشد که در لایههای بیرونی نمکهای دریایی زندگی میکنند. این میکروارگانیسمهای فتوسنتزکننده علاقه فراوانی به نمک دارند و با استفاده از سایر قسمتهای طیف نور مرئی، به جز فرکانسهای نارنجی/قرمز، انرژی تولید میکنند. با وجود نمک فراوان در این دریاچه، اینجا محلی مناسب برای زندگی این نوع از باکتریها محسوب میشود؛ Dunaliella Salina قادر به تحمل غلظت نمک بسیار بالا از 0.2 درصد تا 35 درصد است.این باکتریها رنگدانه کاروتنوئید و بتا-کاروتن (که در هویج یافت میشود) تولید میکنند؛ تصور میشود این ویژگی باعث رنگآمیزی جالب این دریاچه شده است. همچنین مقدار زیادی از باکتریهای هالوفیل (halophilic) و آرکایا (archaea) در پوستههای نمکی دریاچه وجود دارد که میتواند در ایجاد ظاهر جذاب این دریاچه موثر باشد. تفریحات دریاچه صورتی هیلیر تماشای پرندگان: جزیره میدل آیلند حیاتوحش بسیار غنی دارد و یکی از زیستبومهای مهم پرندگان در دنیا به شمار میرود. اینجا منطقه شکار ممنوع است و تمام پرندگان آن به شدت محافظت میشوند؛ از جمله پرندگان این ناحیه میتوان به انواع سلیمها (Hooded Plovers) اشاره داشت. تعداد زیادی از پرندهها نیز به این مکان مهاجرت کردهاند؛ آمارها نشان میدهند که بین 1995 تا 2005 میلادی حدود 68 سلیم در میدل آیلند زندگی میکردند؛ اما تعداد دقیق آنها امروزه مشخص نیست. گشتوگذار در طبیعت: میدل آیلند، بزرگترین جزیره در مجمع الجزایر گلدفیلدز-اسپرانس (Goldfields-Esperance) است که فضایی بسیار دیدنی و جذاب برای علاقهمندان به طبیعت دارد. شنا: با توجه به اینکه آب این دریاچه هیچگونه ضرری برای بدن ندارد، میتوانید مدت محدودی در آن شنا کنید؛ باید مراقب باشید که از آب دریاچه ننوشید. در برخی منابع اعلام شده که شنا در این دریاچه نیاز به مجوز سازمان حفاظت محیط زیست استرالیای غربی دارد. هلی کوپتر سواری: یکی از رایجترین راه های رسیدن به دریاچه صورتی استفاده از هلی کوپتر است که میتوانید دریاچه زیبای هیلیر را از زاویه بالا تماشا کنید. قایق و کشتیسواری: قایقسواری در اقیانوس هند راه جذاب دیگری برای رسیدن به دریاچه است؛ توصیه شده در صورت انتخاب قایق و کشتی حتما با یک راهنما عازم شوید. تماشای رنگین کمان: در اغلب فصول سال اگر به این دریاچه مراجعه کنید، رنگین کمان بلند و زیبایی را بر فراز این ناحیه خواهید دید که بر زیبایی دریاچه هیلیر میافزاید. پاراگلایدر: با توجه به این که هلی کوپترها گردشگران را برای بازدید از این دریاچه میبرند، چتربازان حرفهای میتوانند تجربه پرواز را هم بر فراز این پدیده زیبا امتحان کنند. مطالب مرتبط: تالار اپرای سیدنی برای خواندن سایر مطالب وارد مجله گردشگری منشور صلح پارسیان شوید. جهت رزرو تور و سفر با شماره 02162714 در تماس باشید. جهت رزرو بلیط هواپیما کلیک کنید.